دليل اول
در طبيعت آن دسته از پستانداران كه آب را هنگام نوشيدن ليس مي زنند مثل گربه، ببر، خرس و گرگ، گوشتخوار هستند و هر كدام كه آب را مي مكند يا هورت مي كشند مانند گاو، فيل و انسان گياهخوار مي باشند .
دليل دوم
انسان و بقيه گياهخواران قادرند آرواره پائين خود را بدون تكان دادن سر علاوه بر بالا و پائين به طرفين نيز تكان دهند در حاليكه درندگان از حركات جنبي فكين كه جهت آسياب كردن دانه به گياهخواران داده شده عاجز مي باشند.
دليل سوم
آرواره جانوران گوشتخوار داراي دندانهاي شمشيري شكل هست كه به دو دندان نيش بزرگ براي پاره كردن مجهز است اين آرواره ها بسيار پر قدرت و خرد كننده مي باشند، اما در گياهخواران دندانها صاف و مسطح هستند و دندانهاي كلبي همسطح بقيه دندانهاست، آرواره ها ضعيف هستند و براي فشارهاي شديد طراحي نشده اند. نوع دندانهاي انسان او را جزو لاينفك گروه گياهخواران قرار مي دهد. (اين تفاوت حتي در ميناي دندانها هم مشاهده مي شود) .
دليل چهارم
در ساختمان بدن گوشتخواران بعلت قابليت فساد پذيري سريع گوشت طول روده ها كوتاه است تا حيوان بتواند هر چه زودتر آنرا دفع نمايد. زيرا غذاهاي گوشتي پس از هضم در روده محيط بسيار مناسبي براي رشد باكتريهاي مواد آلي از هم پاشيده و فاسد شده بوجود مي آورد. گياهخواران منجمله انسان داراي روده هاي درازي مي باشند براي اينكه مواد غذايي به آهستگي مواد مغذي را پس مي دهند، و از اينجاست كه تغاير غذاي يك گوشتخوار با گياهخوار مشهود مي گردد. تبديل و هضم غذاي گياهخواران به وسيله انفعالات تخميري با همراهي دسته هاي مختلف ميكروبهاي گياهي انجام مي گيرد. با اين تفاوت كه آن دسته از ميكربها كه براي گوشتخواران مناسب است براي گياهخواران مناسب نيست. حتي اگر بدن براي تعديل آن كوشش كند. اين ثابت مي كند گوشت يك غذاي اشتباه و مضر برگياهخواران مي باشد .
دليل پنجم
معده انسان و عضلات آن بسيار ظريف و حساس است و به هيچ وجه قادر به هضم كامل غذاهاي گوشتي نيست در حاليكه معده خشن گوشتخواران با عضلات پولادينش كار اصلي هضم را انجام مي دهد. اين اساسي ترين دليل براي هضم نكردن غذا، يبوست و دل درد در آدمهائيست كه از گوشت براي خوراك استفاده مي كنند .
دليل ششم
ترشح غده هاي معده و لوزالمعده انسان و بقيه حيوانات گياهخوار به بافتهاي گوشت بسيار كم اثر است و نمي توانند قادر باشد مانند ترشحات غدد يك درنده، گوشت (و همچنين استخوان حيوانات) را نرم و حل كنند.
دليل هفتم
گوشت داراي ازت زيادي است كه دفع آن از عهده كبد جانوران گياهخوار ساخته نيست و همين علت اصلي امراضي چون نقرس و ناراحتيهاي كبديست كه بكرات نزد افراد گوشتخوار ديده مي شود، بوي بد دهان و بعضي از انواع سردردها و سرگيجه ها نيز زائيده همين سبب است .
دليل هشتم
انسان قادر نيست مانند حيوانات گوشتخوار از جسد حيوانات بطور كامل و طبيعي استفاده كند. وقتي شير، روباه يا هر حيوان ديگري طعمه اش را شكار مي كند فقط گوشتهاي ران و سر و سينه آنرا نمي خورد بلكه گوشت، پوست و استخوان را با هم مي بلعد و با اين كارش تعادلي از نقطه نظر احتياجات گوناگون بدن به مواد مختلف غذايي بر قرار مي كند .
دليل نهم
چاك دهان گوشتخواران بسيار عريض است بطوريكه مي توانند هنگام بلعيدن آنرا بحد زيادي بازنمايند، چاك كوچك دهان انسان دليل محكم ديگري بر ميوه خوار بودن اوست .
دليل دهم
چربيهاي موجود در گوشت حيوانات به زحمت از بدن گياه خواران دفع مي گردد و اغلب بصورت پيه در ناحيه هاي شكم، ران، باسن و غبغب مردم گوشتخوار ذخيره مي شود، همين چربيهاست كه در جدار داخلي رگها جمع شده و حركت خون را نامنظم مي سازد
سكته هاي قلبي حاصل اين تغذيه اشتباه و شكم پرستانه است. مصرف چربيهاي گياهي مثل روغن زيتون، آفتابگردان و غيره هيچوقت ديده نشده كه عارضه اي ايجاد كند .
دليل يازدهم
حيوانات گوشتخوار مي توانند به سرعت بدوند و شكار خود را در حال گريز بگيرند اما انسان چون ميوه خوار است، قادر به اين كار نيست و در عوض به راحتي دانه از گياهان بر مي چيند يا از درختان بالا ميرود و براي خوراكش ميوه مي كند .
دليل دوازدهم
چشم گوشتخواران بر خلاف چشم انسان و ديگر جانوران گياهخوار كه نامتغيير مي باشد قادر است در تاركي ببيند و مردمكش كوچك و بزرگ شود.
دليل سيزدهم
پروتئين حاصله از گوشت براي جذب شدن، معده انسان را به يك كار طاقت فرسا وامي دارد در حاليكه پروتئين هاي نوع گياهي راحت تر جذب شده و بدن انسان و ديگر حيوانات گياهخوار آنها را آسان تر قبول مي كند.
دليل چهاردهم
حيوانات گوشتخوار مي توانند بوي جانوران ديگر را از خيلي دور استشمام كنند. انسان اصلاً قادر به اين كار نيست.
دليل پانزدهم
تمام گوشتخواران قادرند براي بچنگ آوردن شكار، خود را اگر لازم باشد، ساعتها (بي حركت) پنهان كنند و بطور غريزي حيله هاي گوناگوني را براي فريب دادن طعمه مي دانند، انسان نه مي تواند چند دقيقه جائي بند شود و نه قادر است در جائيكه هموار نيست راه برود .
دليل شانزدهم
طبع انسان چون ميوه خوار است، همانگونه كه گوشتخواران از ديدن اجساد خون آلود اشتهايشان تحريك مي شود او نيز از ديدن، بوئيدن و چشيدن ميوه ها و سبزيجات لذت مي برد و خوشش مي آيد و در مقابل از ديدن اجساد خون آلود و دل و روده در آمده حالش بهم مي خورد و غمگين و ناراحت مي شود. (درضمن گياهخواران و از جمله انسان بسيار علاقه مند اند كه ميوه ها را به صورت خام بخورند، اين در حاليست كه خوردن گوشت خام براي انسان تهوع آور و غير قابل قبول مي باشد.- انسان طبيعتاً از گشتن و خون گريزان است.)
دليل هفدهم
ميوه جات و سبزيجات خام از خاصيت شديد شفا بخشي و دفع ميكروب برخوردارند كه براي سلامت انسان بسيار ضروريست. برعكس ميوه ها و سبزيجات ، گوشت اكثر اوقات ناقل ويروس ها و ميكروبهاي خطرناك است، بخصوص انواع و اقسام كرمها معمولاً از راه گوشت به انسان منتقل شده در جدار روده مي چسبند و شخص گوشتخوار را مبتلا به كم خوني، زردي، رنگ پريدگي، لاغري، ضعف بنيه، پر خوابي و بي حوصلگي مي كنند. هر چند پختن تا حدودي اين كرمها را از بين مي برد ولي تصور از بين بردن تمام اين موجودات خطرناك از راه پختن يك راه اساسي نيست زيرا كه خيلي از آنها مي توانند درجه حرارتهاي بسيار شديد را نيز تحمل كنند و تازه آنهائي كه از بين مي روند مواد زائد سمي خود را همچنان باقي مي گذارند و آن اكثريتي كه از بين نمي روند در بدن بسرعت رشد كرده و زندگي را بر شخص گوشتخوار تنگ مي گردانند. اگر شما نيز گوشتخوار هستيد چه بسا كه مبتلا به اين كرما، ويروسها و انگلها بوده، ولي خودتان از آن خبر نداشته باشيد.
دليل هجدهم
بزاق انسان و ديگر گياهخواران جهت آماده كردن مواد نشاسته اي براي هضم در دهان، داراي آميلاز است، اما بزاق دهان گوشتخواران فاقد اين ماده مي باشد .
دليل نوزدهم
قسمتهاي مختلف گوشت بطور وحشتناكي از اسيد ئوريك (اوره) برخوردار است مثلا يك كيلو گوشت گوساله داراي 30 گرين و يك كيلو جگر بيش از 40 گرين اسيد ئوريك دارد، در وضعيكه تمام اسيد ئوريكي كه بدن خود مي سازد و دفع مي كند در روز از طريق كليه ها فقط 6 گرين مي باشد و اضافه بر اين مقدار كاري دشوار براي كليه ها بوجود آورده شخص را به امراض گوناگون سخت كه ناشي از تراكم اسيدئوريك در بدن باشد مبتلا مي سازد. اين بيماريها تا وقتي مريض به خوردن گوشت ادامه مي دهد هرگز ديده نشده كه علاج قطعي داشته باشد .
دليل بيستم
چرندگان و پرندگان گياهخوار همديگر را مي شناسند و به مهرباني در كنار يكديگر مي توانند زندگي كنند، مرغ و خروسها لابلاي دست و پاي گاو گوسفند بدون آنكه ترسي به خود راه بدهند مي لولند و دنبال دانه مي گردند، اما همينكه گرگ يا روباهي نزديك شود به طور غريزي از آنجا مي گريزند اين حالت در انسان هم ديده شده كه از حيوانات درنده فرار كند .
دليل بيست و يكم
دستهاي انسان كه به گروه گياهخواران تعلق دارد براي دريدن ساخته نشده است انگشتان دست او نشان ميوه خوار بودن اوست، والا مي بايست از پنجه هائي برنده و تيز بر خوردار باشد .
دليل بيست و دوم
كنترل حرارت بدن به دو طريق انجام مي گيرد. يكي با عرق كردن و ديگري با آويختن زبان از دهان و تنفس هاي سريع. كليه گياهخواران از طريق اول با استفاده از مجراهاي موجود در روي پوست خود و تمامي گوشتخواران به طريق دوم با در آوردن زبان و تنفس سريع اينكار را انجام مي دهند مثل سگ و گرگ .
عرق كردن در گياهخواران باعث دفع طبيعي سموم احتمالي موجود در گياهاني كه گياهخوار خورده خواهد شد و چنانچه انساني از خوراك گوشتي استفاده كرده باشد چون ميزان سموم و مواد زائد از ميزان طبيعي بالاتر مي رود، عرق تن او بد بود و متعفن خواهد گرديد .
دليل بيست و سوم
گوشتخواران تقريباً ده برابر گياهخواران جوهر نمك (اسيد هيدروكلوريك) در بدن خود توليد مي كنند كه بيشتر در هضم قسمتهاي استخواني گوشت بكار گرفته مي شود. و با توجه به ميزان جوهر نمك در بدن آدمي هرگز نمي شود او را يك گوشتخوار به حساب آورد .
دليل بيست و چهارم
انسان مي تواند در رژيم غذايي خود گوشت را به سادگي حذف كند و در اين راستا ادعا مي شود كه رو به سلامت بيشتر هم خواهد گذاشت، ولي او هيچگاه نمي تواند غذاي طبيعي خود را كه گياهان مي باشد حذف كند و به زندگي ادامه دهد. اين در حاليست كه گوشتخواران مي توانند بدون خوردن گياه زندگي كنند و سالم باقي بمانند .





به گزارش مهر به نقل از "وب مد" خوردن سيب از بروز سندروم "متابوليك" جلوگيري كرده و تاثير حمايتي از قلب دارد.